چگونه جمله را در زبان فرانسه امری کنیم ؟

با سلام به همه ی شما خوبان و همیشه دوست دار زبان فرانسه ! امیدوارم مثل همیشه حالتون خوب باشه ! همان گونه از عنوان نوشته جدیدمون دیده میشه می خوایم در زبان فرانسه امری کردن جمله رو یادش بگیریم … بنابراین وقت رو از دست ندیم و بریم تا این بحث رو هم یادش بگیریم …

| کاربرد وجه امری : 

ما از این وجه برای گفتن یه دستور ، خواهش ، مشاوره ،  دعا و پیشنهادی که در آینده نزدیک یا دور رخ خواهد داد ، استفاده می کنیم .

Finissez vos devoirs ! مشق هاتون رو تموم کنید

Ne soyez pas trop pressés ! خیلی عجول نباشید

Pensez-y, pour les prochaines vacances.  برای تعطیلات بعدی بهش فکر کنید

| زمان وجه امری :

زمان وجه امری ، حال و گذشته می باشد .

توجه : برای سطح نوآموز تنها وجه امری زمان حال کفایت می کند .

زبان فرانسه امری

زبان فرانسه امری

 وجه امری در زمان حال ، تنها با سه شخص ساخته می شود :

  • دوم شخص مفرد
  • اول شخص جمع
  • دوم شخص جمع

با این تفاوت که دیگه خب ضمیر فاعلی نداریم !

این سه شکل صرف شده خیلی شبیه زمان حال اخباریست ! اما بدون حرف s در دوم شخص مفرد افعال گروه دسته اول ! ( همونایی که به er– پایان می یافتند )

زبان فرانسه امریبرای امری کردن ، کافیه ریشه رو دست آریم و حروف پایانی بالا رو اضاف کنیم یا نه همون طور که بهتون گفتم و بازم میگم وجه امریمون همون زمان حال ساده بدون ضمایر فاعلی و نیز حذف حرف s در دوم شخص مفرد گروه اول ! همین .

Tu manges. -> Mange ! بخور

Tu finis. -> Finis !تموم کن

Tu prends. -> Prends ! بگیر

Nous jouons. -> Jouons ! بازی کنیم

Vous ouvrez -> Ouvrez ! باز کنید

نکته : افعال کمکی être و avoir و نیز فعل های savoir و vouloir ، وجه امریشون از روی وجه شرطیشون ساخته میشه و نه مثل  بقیه افعال از روی وجه اخباریشون !

زبان فرانسه امری

زبان فرانسه امری

Sois sage !عاقل باش

نکته : برای فعل pouvoir ، وجه امری نداریم !

نکته : در افعال گروه سوم در زمان حال ، در دوم شخص مفرد ، افعالی که به as یا es پایان یابند ، در حالت امری ، s حذف میشه !

Ouvrir : Ouvre la porte ! ( Tu ouvres la porte.) در رو باز کن

aller : Va dehors ! (Tu vas dehors) برو بیرون

و چند نمونه دیگر از افعال کاربردی :

زبان فرانسه امری

زبان فرانسه امری

معنی فعل ها از چپ به راست : ترک کردن ، رفتن ، گفتن ، انجام دادن و آمدن .

توجه : در زبان فرانسه ، افعال دو ضمیره ای داریم که در نوشته زمان حال ساده یه اشاره جزیی کردم ! الان هم یه اشاره جزیی تری می کنم، افعالی مانند se regarder ، se blesser ، se coucher و …. رو میگیم افعال دوضمیره ! تا این جا درست ؟! حالا این se هستش با توجه به صرف شدنش با ضمیر فاعلی تبدیل به (me, te, se, nous, vous) میشه .

Je me regarde dans le miroir. دارم خودمو تو آینه نیگا می کنم

Tu te regardes dans le miroir. داری خودتو تو آینه نگاه می کنی

Il se regarde dans le miroir. داره (مذکر) خودشو تو آینه نیگا می کنه

Elle se regarde dans le miroir. داره (مونث) خودشو تو آینه نیگاه می کنه

Nous nous regardons dans le miroir. داریم تو ـین خودمونو نیگاه می کنیم

Vous vous regardez dans le miroir. دارین خودتونو تو آینه نیگاه می کنید

Ils se regardent dans le miroir. دارن تو آینه خودشونو نیگاه می کنند

Elles se regardent dans le miroir. دارن تو آینه خودشونو نیگاه می کنند

همین طوری صرف می کنیم … یه نمونه رو براتون صرف کردن تا قشنگ بفهمین چی میگم … و حالا اینا رو گفتم که جی ؟! الان بهتون میگم ! حال اگه ما یه فعل دو ضمیره داشتیم و خواستیم امریش کنیم ، چون ما برای امری کردن فقط دوم شخص مفرد و اول شخص و دوم شخص جمع رو می خوایم کافیه بیایم خیلی راحت فعلمونو مثل یه فعل ساده امریش کنیم و بعدش با یه خط تیره ضمیر فعلمونو رو بهش اضافه کنیم البته با یه نکته ریز ! اون چیه ؟! که دیگه te تبدیل میشه به toi ! همین ! سخت که نبود !؟ بود ؟ نبود !

se regarder : regarde-toi. | regardons-nous. | regardez-vous.

Souviens-toi. یادت باشه

Enfuyons-nous. بیا فرار کنیم

 Rencontrez-vous. بروید دیدنش

نکته : در دوم شخص مفرد ، اگر بعد فعل ، ضمیر مفعولی en و y رو داشتیم ، بایستی یه حرف -s به فعلمون اضاف کنیم .

Cueilles-en une. یکی ازش بردار/بگیر

Vas-y. از اینجا برو

 

نکته : برای نفی امری ، کافیه فعلمون رو بین دو بخش منفی ساز قرار بدین .

 Ne venez pas demain, je ne vais pas être chez moi!.   فردا نیاین ، من خونه نیستم

 

خب تقربا همه چیزو گفتم جز یه ضمایر مفعولی که چون هنوز نگفتمشون الانم وارد بحثش نمیشم تا خیلی گیج نشین . پس ما یاد گرفتیم چه جوری در زمان حال یه فعل رو امری کنیم .

نوآموزان گرامی شما دیگه اینجا کوپنتون تموم شد !و در زبان فرانسه امری شدن رو یاد گرفتین و می تونین برین استراحت کنین !! خسته نباشین !

و اما از این جا به بعد برای کسایی هستش که نوآموز نیستن مثلا میانه اند !

زبان فرانسه امری

زبان فرانسه امری

| کاربرد وجه امری گذشته :

گذشته امری کاربردش خیلی کمه ولی اجازه میده تا نشونمون بده یه پیشی و تقدمی از یک دستوری که گفته شده توسط یه خبر با یک عملی که هنوز اتفاق نیافتده ! شاید جمله خیلی سنگین بودش !

بزارین راحت تر بگم ، کاربرد وجه امری گذشته یه جور  دستوریه که بایستی قبل از اینکه یه عمل دیگه رخ بده ، انجام  شده باشه ! مثلا ما خودمون میگم اومدم خونه ، خونه تمیز شده باشه ها ! دقیقا تو فرانسه هم همین طوره !

البته همیشه هم همین طوری نیست که کاربرد این حالت در این باشه که بایستی قبل اینکه یه عملی انجام بشه اون عملی که دستور دادیم انجام شده باشه !

Aie rangé tes affaires quand j’arrive. وقتی اومدم خرت و پرتات سرجاش بوده باشه

Ayez rangé votre chambre avant son arrivée. قبل رسیدنش اتاقتون مرتب بوده(شده) باشه

| ساختار وجه امری گذشته :

ساختارش مرکب هست : یعنی ما فعل کمکی être یا avoir  رو در وجه امری صرف می کنیم و اونو به اسم مفعول فعل اضاف می کنیم .

زبان فرانسه امری

زبان فرانسه امری

اما دو تا سوال مهم که شاید بپرسین : 1. اسم مفعول چیه ؟ 2. یعنی میشه هم از فعل کمکی être و هم avoir استفاده کرد ؟ و فرقی ندارند ؟

| اسم مفعول :

اسم مفعول با فعل های کمکی être و avoir استفاده میشه ( البته می تونه بدون اینا هم بیاد ! ) و برای صرف کردن زمان های مرکب( مثل گذشته ساده ، گذشته کامل ، گذشته استمراری، گذشته نزدیک و …) (غالبا هم برای زمان های گذشته . )

ساختن اسم مفعول : ابتدا ریشه فعل رو به دست می اوریم و بسته به گروه فعل ، حروف پایانی رو به آن اضاف می کنیم .

-i گروه دومگروه اول é- حروف پایانی اسم مفعول
-i   fini -é       aimé
مفرد مذکر
-ie   finie -ée       aiméeمفرد مونث
-is   finis -és       aimésجمع مذکر
-ies   finies -ées       aiméesجمع مونث

اما در گروه سوم قضیه یه کمی فرق می کنه … حروف پایانی که اضاف میشه سه مدل می شن …

مدل سهمدل دومدل یکحروف پایانی اسم مفعول
-us   absous–   suivi / cuit / vu / fait-s         prisمفرد مذکر
-ute   absoute-e   suivie / cuite / vue / faite-se       priseمفرد مونث
-us   absous-s   suivis / cuits / vus / faits-s         prisجمع مذکر
-utes   absoutes-es   suivies / cuites / vues / faites-ses    prisesجمع مونث

در یک کلام بخوام بگم اینکه اسم مفعول گروه سوم تقریبا همشون بی قاعده اند و بایستی ان را به ذهن بسپارین.

| افعالی که با فعل کمکی être  صرف می شوند :

بخش دوم سوال رو هم پاسخ بدم ! بله فرق می کنه !!! افعالی هستند که بایستی با فغل être  صرف بشوند و معمولا افعال حرکتی اند .

A: aller, arriver
D: descendre (redescendre), devenir (redevenir)
E: entrer (rentrer)
M: monter (remonter), mourir
N: naître (renaître)
P: partir (repartir), passer par ou devant
R: retourner, rester 
S: sortir (ressortir)
T: tomber (retomber)
V: venir (revenir, parvenir, survenir, intervenir)

 

اینم لیستشونه … دیگه بایستی اینا رو هم کم کم به ذهنتون بسپارین که این افعال اگه خواستن با فعل کمکی بیان ، فعل کمکیشون être   هست .

خب حالا که میدونیم کی بایستی از کدوم فعل کمکی استفاده کنیم و روش اسم مفعول ساختن رو هم یاد گرفتیم … بریم چند تا مثال از این ساختار وجه امری رو مرور کنیم …

Soyez rentrés avant huit heures.  قبل ساعت 8 برگشته (بوده) باشید

Aie fini avant mon retour.  قبل برگشتنم تموم (شده) باشه

Aie mangé tes champignons à mon retour !  تا برگشتنم قارچ هاتو خورده بوده باشی

Aie bu ce jus de fruits à mon retour !  تا برگشتنم این آب میوه رو نوشیده بوده باشی

Ayez servi du gâteau dans mon assiette à mon retour, s’il vous plaît.  لطفا تا برگشتنم مقداری کیک تو بشقابم سرو شده بوده باشه

Seigneur, ayez offert une bonne récolte à notre communauté…  پروردگارا به مردم مون یک برداشت خوب بده(خبری از عمل بعدی نیست!)

Ayez remboursé toutes vos dettes !  تمام بدهی ایتان رو پرداخت کرده بوده باشین(دیدین خبری از عمل بعدی نبود ! )

Soyez passé à la maison avant midi.  قبل ظهر خونه بوده باشین

Ayez pris un petit calmant à mon retour afin de vous détendre.  تا برگشتنم تا شما رو آرام کنم یه کوچولو مسکن خورده بوده باشین

Ayez émietté le thon dans le saladier à mon retour.  تا برگشتنم تن ماهی رو تو کاسه انداخته بوده باشید

N’ayez touché à rien jusqu’à mon retour malheureux, il n’y a que du sel. تنها نمک هست ، تا برگشتن بداقبالم به هیجی دست نزده (بوده) باشید

N’ayez touché à aucun champignon, il sont toxiques.  دست نزنید ( نزده باشید ) به هیج قارچی ، آن ها سمی اند

Aie écrit ce rapport demain.  تا فردا این گزارش نوشته بوده باشه

Soyez partis à midi.  تا نیم روز(قبل ظهر) رفته بوده باشین

خب امیدوارم که با این همه مثال دیگه  مشکلی نداشته باشین . تلاش کردم تا جایی که تونستم یه مرجع خوب برای  چگونه در زبان فرانسه امری کنیم ؟! نوشته باشم و البته همه شما خوب فرا گرفته باشین .

تا یه نوشته تازه دیگه ، همتون رو به خدای بزرگ می سپارم.

 

منفی کردن جملات در زبان فرانسه

سلام به همه ی شما دوستداران خوب زبان فرانسه ؛ تا اینجای کلام ما یاد گرفتیم یه فعل رو در زبان فرانسه صرفش کنیم و حالا نوبت این رسیده تا با روش منفی کردن جملات در زبان فرانسه آشنا بشیم تا اگه خواستیم یه جا از ” نه ” استفاده کنیم ، بلد باشیم مثلا بگیم من دیگه نمیخوام کار کنم ؛ من قهوه دوست ندارم ؛ من هرگز جیغ نمی کشم ، من از سوسک نمی ترسم و … و … .

در زبان رسمی فرانسه ، برای منفی کردن از دو واژه استفاده میشه !که به طور کلی و جامع :

یه بخش قبل فعل( یا فعل کمکی ) میاد ، یه بخش دیگه اون هم بعد فعل ( یا فعل کمکی ) میادش .

استثنائاتی هم دارد مثلا اگه ضمیر مفعولی داشتیم ، خب ne قبل ضمیر مفعولی میاد مثلا :  je n’y suis jamais allé

نکته دیگه هم اینکه نقش دستوری دو تا واژه ، قیدی هستش . ( یعنی نقش صفت ، مفعول و … رو نداره ! )

خب بریم سراغ منفی کننده ها …

منفی کردن جملات در زبان فرانسه

منفی کردن جملات در زبان فرانسه

شاید اولین منفی کننده ای که هر زبان آموزی بایستی اونو فرا بگیره ، همینه ! مثلا اگر شما بخواین بگین که ” نمی رقصم ” به فرانسه چی میشه ؟! خیلی راحت شما فعلتون رو داخل نقطه چین قرار میدین ! به همین راحتی !

Je ne danse pas. من نمی رقصم

Ils ne parlent pas. آن ها حرف نمی زنند

یه نکته دیگه هم اینجا بگم : اگه فعلمون ( یا فعل کمکیمون ) با واژه h یا یه حرف صدادار آغاز شد ، واژه ne به ‘n تبدیل میشه ! همین.

Je n’habite pas. من زندگی نمی کنم

Je n’écoute pas من گوش نمی کنم

Je n’aime pas من دوست ندارم

و اما … همان طور  که در نمایه بالا می بینین تلاش می کنم تا تونستم ساده بگم که خیلی درگیر گرامر نشیم …

J’aime le chocolat. من شکلات دوست دارم

Je n’aime pas le chocolat. من شکلات دوست ندارم

J`écoute la musique. من دارم موزیک گوش میدم

Je n`écoute pas la musique. من موزیک گوش نمیدم

Je regarde les publicités. من دارم تبلیغات رو نگاه می کنم.

Je ne regarde pas les publicités. من تبلیغات رو نگاه نمی کنم

همان طور که تو مثالا دارین می بینین ، با ورود یه منفی ساز ، حروف تعریف معین تغییری نمی کنند و همون جوری می مونند .

و اما الگوی بعدی …

منفی کردن جملات در زبان فرانسه

منفی کردن جملات در زبان فرانسه

J’ai une voiture. من یک اتوموبیل دارم

Je n’ai pas de voiture. من یک اتوموبیل ندارم

Je mange du chocolat. من یه خورده شکلات می خورم

Je ne mange pas de chocolat. من یه خورده شکلات نمی خورم

j’ai un ami en France. من یه دوست  تو فرانسه دارم

je n’ai pas d’ami en France. من دوستی تو فرانسه ندارم

Il reste quelques morceaux. چند تیکه ای مونده

Il ne reste aucun morceau. ( تیکه ای هم نمونده ) هیچی نمونده

تو نمونه آخری ، و در این حالت ، دیگه pas می افته و aucun(e) جاشو می گیره ! اگه اسم بعد aucun مونث باشه از حالت aucune استفاده می کنیم .

نکته : هر منفی ساز دیگری هم که به غیر این باشه و این حروف تعریف بیایند ، بازم حروف تعریف تبدیل به de/d میشه!

نمونه : Je n’ai jamais eu de chien.

و …

منفی کردن جملات در زبان فرانسه

منفی کردن جملات در زبان فرانسه

C’est une catastrophe. این یک فاجعه است

Ce n’est pas une catastrophe. این یک فاجعه نیست

Ce sont des études difficiles. این مطالعات دشوار اند

Ce ne sont pas des études difficiles. این ها مطالعات دشواری نیستند

و اما منفی کننده دیگه …

منفی کردن جملات در زبان فرانسه

منفی کردن جملات در زبان فرانسه

اگه تو جمله ای که گفته میشه از واژه aussi استفاده کنیم ، و بخوایم تو جمله منفی هم بگیم “ هم ، همچنین ” ( برای موافق بودن با نظری در جمله منفی ) دیگه نمیشه باز هم از aussi استفاده کنیم و به جاش بایستی از non plus استفاده کنیم .

Je vais à Paris, et ton frère ? – Lui aussi. من می رم پاریس ، و برادرت ؟اونم همین طور (میادش)

Je ne vais pas à Paris, et ton frère ? – Lui non plus من نمی روم پاریس ، و برادرت ؟ اونم همین طور ( نمی ره )

Elle vient aussi. او هم میاد

Elle ne vient pas non plus. او هم نمیاد

Elle aussi, elle vient. او هم ، اون میادش

Elle non plus, elle ne vient pas. او هم نه ، نمیادش

… و …

منفی کردن جملات در زبان فرانسه

منفی کردن جملات در زبان فرانسه

Il y a beaucoup de bruit. خیلی سر و صداست

Il n’y a pas beaucoup de bruit. خیلی سر و صدا نیست

Il travaille beaucoup. او خیلی کار می کند

Il ne travaille pas beaucoup. او خیلی کار نمی کند

Il ne travaille guère. او خیلی کار نمی کند

Il a beaucoup d’envie de quitter son pays. او خیلی میل به ترک کردن کشورش دارد

Il n’a guère envie de quitter son pays. او خیلی میل به ترک کردن کشورش ندارد

نکته : از ساختار ne … guère بیش تر در ادبیات فرانسه استفاده می شود .

نکته : در ساختار beaucoup | très می توان به جای منفی ساز ne  …  pas beaucoup از منفی ساز  ne … aucun (e) هم استفاده کرد .

J’ai beaucoup d’envie de quitter mon pays. من خیلی میل به ترک کردن کشورم دارد

Je n’ai aucune envie de quitter mon pays. من هیچ میلی به ترک کردن کشورم ندارم

زبان آموزان سطح نوآموز ، تا اینجا می تونند اکتفا کنند و برای این سطح ، همین یک منفی ساز  کافیه و ادامه اش رو اگه دوست داشتینم می تونین  بخونین و یادشون بگیرین .

و اما یه منفی ساز دیگه …

منفی کردن جملات در زبان فرانسه

منفی کردن جملات در زبان فرانسه

Elle est déjà là ! او هنوز اونجاست

Elle n’est pas encore là ! او دیگه اونجا نیست

– Tu es déjà en vacances ? – Mais non ! Je ne suis pas encore en vacances. – تو هنوز تو تعطیلاتی ؟ – نه بابا ! من دیگه تو تعطیلات نیستم

منفی کردن جملات در زبان فرانسه

منفی کردن جملات در زبان فرانسه

Il travaille encore. او هنوزم کار می کنه

Il ne travaille plus. او دیگه کار نمی کنه

– Tu as toujours ton vieux manteau ? – Non, je ne l’ai plus. Je l’ai jeté. تو هنوزم مانتو قدیمیتو داریش ؟ – نه دیگه ندارمش . انداختمش

– Et tu as encore ton sac rouge ? – Non, je ne l’ai plus. Je l’ai donné à Valérie. تو هنوزم ساک قرمزتو داری ؟ – نه دیگه ندارمش . به والری دادمش

منفی کردن جملات در زبان فرانسه

منفی کردن جملات در زبان فرانسه

Il regarde souvent la télévision. او اغلب تلویزیون نگاه می کند

Il ne regarde jamais la télévision. او هرگز تلویزیون نگاه نمی کند

– Tu es déjà allé en Espagne ? – Non, je n’y suis jamais allé. تو تاحالا اسپانیا رفتی ؟ – نه هرگز اونجا نرفته ام

Il parle toujours. او همیشه حرف می زند

Il ne parle jamais. او هرگز حرف نمی زند

 

نکته : واژه toujours دو تا معنی داره : 1. همیشه 2. هنوز  . بنابراین بایستی به مفهوم جمله توجه کرد تا از منفی ساز درست استفاده کنیم .

منفی کردن جملات در زبان فرانسه

منفی کردن جملات در زبان فرانسه

Il mange quelque chose. او یه چیزی می خوره

Il ne mange rien. او هیچی نمی خورد

Il connaît tout sur la musique. او درباره موزیک همه چیز را می دونه

Il ne connaît rien sur la musique. او درباره موزیک هیچی نمی دونه

– Tu veux quelque chose ? – Non, je ne veux rien. چیزی می خوای ؟ – نه هیچی نمی خوام

منفی کردن جملات در زبان فرانسه

منفی کردن جملات در زبان فرانسه

Il y a quelqu’un. کسی هست

Il n’y a personne. هیچ کسی نیست

Je connais tout le monde. من همه رو می شناسم

Je ne connais personne. من هیچ کسی رو نمی شناسم

و …. این آخریشه …

منفی کردن جملات در زبان فرانسه

منفی کردن جملات در زبان فرانسه

Il aime la musique et le sport. او موزیک و ورزش رو دوست داره

Il n’aime ni la musique ni le sport. او نه موزیک و نه ورزش رو دوست داره

Il a un vélo et une voiture. او یه دوچرخه و یه ماشین داره

Il n’a ni vélo ni voiture. او نه دوچرخه دارد و نه ماشین ( دقت کنین که حروف تعریف نامعین حذف میشن اما حروف تعریف معین می مونن )

Il boit du thé et du café. او چای و  قهوه می نوشد

 Il ne boit ni thé ni café. او نه چای می نوشد نه قهوه ( بازم حذف حروف تعریف نامعین  یا کمیتی )

خب امیدوارم که با منفی ساز ها به خوبی آشنا شده باشین ! البته یکی دو تا دیگ ه هم هست که خیلی کاربردی نیستن و من هم بهشون اشاره ای نمی کنم ولی مهماشو بهتون گفتم ، اینم از منفی کردن جملات در زبان فرانسه که به پایان رسید ؛ با یه گفتمان خیلی کوتاه ، همتون رو به خدای بزرگ می سپارم ! تا پست آینده ، خدا نگهدارتون .

Franck : Vous attendez quelqu’un ? فرانک : شما منتظر کسی هستین ؟

Cécile : Non, je n’attends personne. Et vous, vous attendez quelqu’un ? سسیل : نه ، منتظر کسی نیستم . و شما ، شما منتظر کسی هستین ؟

Franck : Oui. فرانک : آره

Cécile : Qui attendez-vous ? سسیل : منتظر کی هستین ؟

Franck : J’attends ma femme. فرانک : منتظر همسرم هستم

….

شمارش اعداد در زبان فرانسه

با سلام به همه دوستداران زبان فرانسه ، امیدوارم مثل همیشه حالتون خوب بوده باشه ! ما در پست گذشته درباره سن و تاریخ توی زبان فرانسه آشنا شدیم و در این پست قراره با شمارش اعداد در زبان فرانسه به طور کامل آشنا بشیم و ببخشین اگه دیر پست میزارم آخه درگیر امتحانات  پایان ترم هستم ، ایشالا برام دعا کنین تا امتحاناتم را پاس بشم ، تا زود به زود پست بزارم !

ابتدا فایل صوتی رو پخش کنین و به اعداد گوش کنین .

 

 

شمارش اعداد در زبان فرانسه

شمارش اعداد در زبان فرانسه

شمارش اعداد در زبان فرانسه

شمارش اعداد در زبان فرانسه

شمارش اعداد در زبان فرانسه

شمارش اعداد در زبان فرانسه

شمارش اعداد در زبان فرانسه

شمارش اعداد در زبان فرانسه

شمارش اعداد در زبان فرانسه

شمارش اعداد در زبان فرانسه

شمارش اعداد در زبان فرانسه

شمارش اعداد در زبان فرانسه

شمارش اعداد در زبان فرانسه

شمارش اعداد در زبان فرانسه

شمارش اعداد در زبان فرانسه

شمارش اعداد در زبان فرانسه

شمارش اعداد در زبان فرانسه

شمارش اعداد در زبان فرانسه

 نکات شمارش اعداد در زبان فرانسه

  • شمارش از یک تا شماره نوزده ، آسونه .
  • از شماره بیست تا شصت و نه هم که کافیه جلو اعداد دهگان (vingt, trente, quarante,…) ، اعداد یکان را بزاریم .
  • از هفتاد تا هفتاد و نه ، فرانسوی ها دیگه تغییر میدن ! مثلا به 70 میگن شصت – ده ! یا به 76 میگن شصت – سیزده .
  • از هشتاد تا هشتاد و نه ، بازم تغییرات داریم ، مثلا به 80 میگن چهار – بیست یا به 89 میگن چهار – بیست و نه .
  • از نود تا نود و نه ، ادامه راه هشتاد رو میرن ! مثلا 90 رو میگن چهار – بیست – ده یا 98 رو میگن چهار – بیست – هجده .
  • از صد تا نهصد و نود و نه هم مشکلی نیست !! تنها آخر اعداد یه cent اضافه کنید. Cent آخرش s داره (cents) بجز مواقعی که پشت بندش یه عدد دیگه هم میاد.

برای نمونه : 

300 = trois cents

700 = sept cents

450 = quatre cent cinquante

272 = deux cent soixante-douze

 

  • از هزار به بالا نکته خاصی نیست ، فقط حواستون باشه که فرانسوی ها به جای کاما (,) بین اعداد نقطه یا فاصله میذارن!

برای نمونه : 

5.000 | 5000 = cinq mille

2.500 | 2500 = deux mille cinq cents

10.498 | 10 498 = dix mille quatre cent quatre-vingt-dix-huit

2.700.102 | 2 700 102 = deux millions sept cent mille cent deux

نکته تلفظی

 اگه بعد از اعداد cinq, six, huit, و dix کلمه شروع شده با حرف بی صدا بیاد، حرف آخرشون تلفظ نمیشه. مثلا هشت huit رو تلفظ میکنیم “ویت”، اما هشتصد huit cents رو “وی سان” تلفظ می کنیم.

 

این قصه هم به سر رسید ، کلاغه به خونش نرسید !! تا قصه دیگه همتون رو به خدای بزرگ می سپارم ! خدانگهدارتون .

سن و تاریخ تولد در زبان فرانسه

با سلام به همه شما دوستداران زبان فرانسه ، حال و احوالتون که خوبه ؟ نه ؟! خب بازم خدا رو شکر ! ما تو نوشته پیشین با کشور و ملیت ها آشنا شدیم و قراره که تو این نشست با چگونگی سن و تاریخ تولد در زبان فرانسه آشنا بشیم …

نیگا کنین ما تو زبان پارسی برای گفتن سال ، از کارواژه ” بودن ” استفاده می کنیم مثلا میگیم : من 21 ساله هستم اما تو زبان فرانسه از فعل ” داشتن ” استفاده میشه !!

در زبان فرانسه برای گفتن کلی سن ، ساختار زیر را به کار می بریم :

سن و تاریخ تولد در زبان فرانسه

سن و تاریخ تولد در زبان فرانسه

Il a cinq ans. او/آن پنج ساله است

Il a cinq jours. او/آن پنج روزه است

Il a cinq semaines. او/آن پنج هفته دارد

Il a cinq mois. او/آن پنج ماهه است

 روش های پرسیدن سن در زبان فرانسه

برای پرسیدن سن کسی در زبان فرانسه ، می توان هر کدام از گونه های زیر را گفت :

 

Quel âge avez-vous ? شما چند سالتونه ؟ ( رسمی )

Tu as quel âge ? چند سالته ؟ ( گونه غیر رسمی و خیابانی )

Quel âge a-t-il ? چند ساله است ؟ ( گونه رسمی پرسیدن )

Elle a quel âge ? چند سالشه ؟ ( گونه غیر رسمی و عمومی پرسیدن)

سن و تاریخ تولد در زبان فرانسه

سن و تاریخ تولد در زبان فرانسه

 پرسیدن سن یک خانم در زبان فرانسه

در زبان فرانسه ، برای پرسیدن سن یک خانم بایستی به صورت کاملا مودبانه برخورد کنید به ویژه اگر شما یک مرد باشید . اگر واقعا در مورد سن یک خانم کنجکاو هستید و می خواهید سنش را بدانید ، می توانید از واژاک ( اصطلاح ) : est-ce que je peux me permettre de te demander ton âge  که معنی تحت الفظیش میشه :” این اجازه رو می تونم به خودم بدهم که بتونم سن اتون را بپرسم ؟! ” را به کار ببرین .

چگونه در زبان فراسه بگوییم  ” چند + واحد سنی  ؟ ”

اگر در زبان فرانسه بخواین دقیق در مورد چند هفته ، چند ماهه بودن کسی یا چیزی بپرسین می تونین بگین :

Combien de semaine a le bébé d’Anne ? بچه آن چند هفته دارد ؟

Ce fromage a été affiné pendant combien de mois ? این پنیر در طول چند ماه درست شده است ؟

گفتن ” سال ” در زبان فرانسه

این نکته ای که می خوام بگم در آغاز یه کمی برای شما نواموزان گیج کننده خواهد بود ! واژه “Un an” هم به معنی ” یک سال ” و “une année”  هم به معنی ” یک سال ” می باشد ام قابل عوضشدن با همدیگه نیستند ! و هر کدوم کاربرد خودشون رو دارند .

اگر تو کتاب ها بخونین نوشته که واژه “une année”  برای بازه ای از سال است ؛ در مورد مدت زمان است. که به نظرم خیلی شفاف نیست ! بنابراین من یه چیزی می خواهم بهتون بگم که تو بیش تر موقعیت ها کار راه اندازهه !

  • با یک عدد ( به جز یک ) برای سال از واژه Un an استفاده می کنیم .

Il a trois ans. او سه سال  است

Tous les deux ans. هر دو سال

J’y suis allée il y a cinq ans. من به آن جا 5 سال پیش رفتم

واژه une année بیش تر با واژاک ها ( اصطلاحات ) به کار برده می شود و بایستی آن هارا به ذهن بسپارید .

 

L’année dernière/passée – سال پیش ، پارسال

L’année prochaine – سال آینده

Toute l’année – طول سال tous les ans – هر سال ، هر ساله

Les années quatre-vingts – دهه هشتاد

L’année scolaire – سال تحصیلی

L’année d’avant / d’après – سال پیش / سال آتی

شاید بپرسین تفاوت مثلا L’année dernière و L’année d’avant چیه ؟! اصلا تفاوتی دارند ؟ جونم براتون بگه که عبارت L’année d’avant معمولا همراهش یه جمله میاد اما L’année dernière کلا تنهاست !

 

L’entreprise a doublé ses profits l’année dernière. شرکت پارسال منافع خود را دو برابر کرد

Notre chiffre d’affaire a augmenté l’année dernière. گردش مالی سال گذشته افزایش پیدا کرده است

 

چگونه در زبان فراسه بگوییم داریم جوان تر یا مسن تر می شویم ؟!

سن و تاریخ تولد در زبان فرانسه

سن و تاریخ تولد در زبان فرانسه

Les enfants grandissent (grandir) بچه ها بزرگ می شوند

Les adultes vieillissent (vieillir) بزرگسالان پیر می شوند

M. M Peut-être pas vous, mais les femmes font généralement cela pour rajeunir.(rajeunir) 

آقای ام شاید شما نه ، اما زنان معمولا این کار را می کنند تا جوان تر به نظر برسند .

 

Vieux, Vieil, Vieille(s) به عنوان صفات

صفات گفته شده پیش از اسم قرار می گیرند در حالی که بیش تر صفات در زبان فرانسه پس از اسم قرار می گیرند .

سن و تاریخ تولد در زبان فرانسه

سن و تاریخ تولد در زبان فرانسه

un vieux chien, deux vieux chiens یک سگ پیر، دو سگ پیر

un vieil immeuble یک ساختمان قدیمی

un vieil ordinateur یک رایانه قدیمی

Un vieil ami یک دوست قدیمی

نکته ! اگر می خواین بگین که ” یک دوست مسن ” بایستی بگین: “un ami qui est vieux” .

 

une vieille chienne, deux vieilles chiennes یک سگ ماده پیر ، دو سگ ماده پیر

 

Jeune به عنوان صفت

صفت ” جوان ” هم مانند صفات بالا ، پیش از اسم قرار می گیرد اما خوبیش اینکه دیگه یک شکل دارد و تنها در جع یک s افزوده می شود .

Jeune + اسم مفرد مذکر یا مونث

Un jeune chien یک سگ جوان

Trois jeunes chiennes سه سگ جوان

تو اصطلاحات شما ممکنه “Un jeune-homme”  – یک مرد جوان – و البته تو سلام و علیکای قدیمی هم این عبارت رو داریم :

“bonjour jeune-homme”…

که البته این دو مورد برای “une jeune-femme” هم صدق می کند .

 

تاریخ تولد در زبان فرانسه

سن و تاریخ تولد در زبان فرانسه

سن و تاریخ تولد در زبان فرانسه

سن و تاریخ تولد در زبان فرانسه

سن و تاریخ تولد در زبان فرانسه

خب امیدوارم مثل همیشه بحث سن و تاریخ تولد در زبان فرانسه را به خوبی فراگرفته باشیدتا نوشته آتی همتن را به خدای بزرگ می سپارم .

 

کشور ها و ملیت ها در زبان فرانسه

با سلام به همه ی شما خوبان، امیدوارم که در این فصل زیبای خدا ، زندگی بر وفق مرادتون بوده باشه و بهتون خوش گذشته باشه ؛ من امروز در خدمتتونم تا پس از اینکه یادگرفتیم چه جوری اعضای خانواده در زبان فرانسه را بگیم ، امروز خیلی مختصر و مفید قراره که با کشور ها و ملیت ها در زبان فرانسه آشنا بشیم و مثل همیشه همراهمون باشین …

اولین سوالی که به ذهنمون میاد اینکه شما مال کدوم کشورید ؟ به فرانسه چی میشه ؟!

کشور ها و ملیت ها در زبان فرانسه

کشور ها و ملیت ها در زبان فرانسه

همه ی پرسش های بالا به کشور  شما اشاره می کند و شما در پاسخ از کشور استفاده می کنید .

نکته : اسامی کشور ها هم دارای جنسیت می باشد یعنی برخی کشور ها مذکراند ! و برخی هم مونث !

و ما من در ادامه چند تا کشور مهم را برایتان لیست می کنم …

ایران L’Iran
فرانسه La France
انگلیس L’Angleterre
آلمان L’Allemagne
هلند Les Pays-Bas
کانادا Le Canada , Le Québec
اسپانیا L’Espagne
پرتغال Le Portugal
ایتالیا L’Italie
بلژیک La Belgique
لهستان La Pologne
آمریکا Amérique , Les États-Unis
نیوزلند La Nouvelle-Zélande
سوئد La Suède
ژاپن Le Japon
چین La Chine
مصر L’Égypte
ترکیه La Turquie
روسیه La Russie
سوییس La Suisse
یونان La Grèce
استرالیا L’Australie

خب با کشور های مهم آشنا شدیم و صد البته یادشون گرفتیم و حالا بریم با ملیت های همین کشور ها هم آشنا بشیم .

برای اینکه از کسی بپرسیم که ملیت اش کجایی ؟  از واژاک های زیر استفاده می کنیم :

کشور ها و ملیت ها در زبان فرانسه

کشور ها و ملیت ها در زبان فرانسه

نکته : ملیت ها به جنسیت حساس اند ، یعنی اگر من مذکر باشم ( که نیستم !  ) و بخوام بگم من ایرانی هستم بایستی بگم : Je suis iranien و ولی اگه من مونث باشم ( که هستم ) بایستی بگم : Je suis iraniene .

ایرانیiranien(ne)
فرانسویfrançais(e)
انگلیسیanglais(e)
آلمانیallemand(e)
هلندیnéerlandais(e)
کاناداییcanadien(ne)
اسپانیاییespagnol(e)
پرتغالیportugais(e)
ایتالیاییitalien(ne)
بلژیکیbelge
لهستانیpolonais(e)
آمریکاییaméricain(e)
نیوزلندیnéo-zélandais(e)
سوئدیsuédois(e)
ژاپنیjaponais(e)
چینیchinois(e)
مصریégyptien(ne)
ترک(turque) turc
روسrusse
سوییسیsuisse
یونانیgrec (grecque)
استرالیاییaustralien(ne)

تو لیست بالا ، حالت مونث اشان رو هم آوردم که چشای خوشگلتون داره می بینه !

Quelle est ta nationalité? ملیت ات چیه ؟

Je suis française . من فرانسوی ام(مونث)

خب ر این نوشته با کشور ها و ملیت ها در زبان فرانسه آشنا شدیم . ان شا الله که رفتی فرانسه و کشور های فرانسوی زبان ، با افتخار بگین من یه ایرانی ام و افتخار می کنم به ایرانی بودنم !تا پست آینده خدانگهدارتون .

Je suis iranienne et je suis fier d’être iranienne